گرچه هيچ وقت با هم دوست نبوديم ولي از اين رو بهتون مي گم دوستاي عزيز چون داريد حرفاي منو مي خونيد. نمي دونم شما هم يه احساسي مث من داريد يا نه؟! البته من قبلا هم اين احساس وپيدا مي كردم ولي ديگه اين قدر طول نمي كشيد. احساس رخوت... بي اندازه تكراري بودن زندگي...مخصوصا از وقتي كه آقاي پهلوان گروپ رو تعطيل كرده ، چرا ديگه وبلاگا آپ نمي شه؟ چرا ديگه نينف كه خيلي دوستش دارم محلمون نمي ذاره؟ چرا اينقدر آهنگاي آريان تكراريه؟من فكر كنم خود آرياني هام ديگه از دست خودشون خسته شدن!
اينقدر دلم تنگه كه مث يه چنگال آهني داره سينمو فشار ميده. اين قدر سرم پر اضطرابه كه احساس مي كنم جمجمه ام داره متلاشي ميشه
تو رو خدا يكي از اين حالت منو در بياره...بابا دلم براش تنگ شده يكي بياردش اينجا مي خوام ببوسمش..
دل بيچارم اين قدر شكسته كه ديگه نمي دونم چه جوري ترميمش كنم!

در آخرين روزهاي تابستان به كيش سفر كردم و اين سفر همزمان بود با كنسرت گروه آريان.
فرصتي به دست آوردم و با دو تن از اعضاي گروه، نينف امير خاص آهنگساز، تنظيم كننده و نوازنده كيبورد و علي پهلوان آهنگساز، ترانه سرا، خواننده و نوازنده گيتار گفت وگو كردم.
- در كنسرت هاي شما معمولاً نوجوان ها و بزرگ ترها همراه هم مي آيند به نظر شما اين هم سليقگي براي چيست؟
) علي پهلوان: ما سعي كرده ايم در آهنگ ها و شعرها گروه هاي مختلف سني را به عنوان مخاطب انتخاب كنيم. كلمات ساده شعرها سبب شده كه بچه ها هم به آهنگ هاي اين گروه علاقه مند شوند. معمولاً نوجوان ها به مفهوم هاي عاطفي توجه مي كنند و بزرگ ترها به مفهوم هاي اجتماعي و عرفاني. به همين دليل بيشتر نوجوانان با والدين خود به كنسرت، مي آيند.
- به نظر شما بهترين سن براي يادگيري موسيقي چه سني است؟
) نينف اميرخاص: براي هر نوع آموزشي، سن بچگي بهترين سن است. در اين سن گيرايي خيلي بيشتر است. همان طور كه بچه در سن شش سالگي شروع به يادگيري الفبا مي كند، براي موسيقي نيز هم همين طور است. در اين سن گوش صداها را بهتر مي گيرد و يادگيري بسيار راحت تر است.
- براي كساني كه به موسيقي علاقه مند هستند، چه توصيه اي داريد؟
) علي پهلوان: بايد به دنبال علاقه خود بروند. پدر من دوست داشت گيتار ياد بگيرد، اين موضوع را به پدرش گفت. پدر بزرگم به او گفت: «يا ويلن ياد مي گيري يا هيچي» و پدر من هيچي را ياد مي گيرد (با خنده) اين موضوع باعث شد تا دست ما را براي يادگيري سازها باز بگذارد.
) نينف اميرخاص: اصولاً تمرين هاي اوليه موسيقي بسيار سخت و كسل كننده است. اما وقتي دانش اوليه را ياد گرفتي، كار راحت تر مي شود.
- آقاي اميرخاص، شما كه كار تنظيم آهنگ انجام مي دهيد. چند ساز مي زنيد؟
) كيبورد و پيانو را مي زنم، با گيتار آشنايي اوليه دارم، اصول اوليه درام را بلد هستم، پركاشن را هم همين طور. بقيه صداها را روي كيبورد مي توانم اجرا كنم. بالاخره بايد نقش سازها و صداي صحيح نت هاي ساز را بشناسم تا بتوانم آهنگ ها را تنظيم كنم .
- و حرف آخرتان براي كودكان و نوجوانان...
) نينف اميرخاص: ما سعي مي كنيم روز به روز كارهاي بهتري ارائه دهيم و از كساني هم كه آهنگ هاي ما را گوش مي كنند انتظار داريم پا به پاي ما كارهاي مشكل تر را گوش كنند و مشكل پسندتر شوند و با انتقاداتشان ما را در ارائه هرچه بهتر كار هاي بعدي ياري دهند.
)علي پهلوان: ضمناً به نوجوانان توصيه مي كنم حتماً به معناي شعرها توجه كنند. اگر معناي شعرها را متوجه شوند، لذت زيادتري از آهنگ ها خواهند برد.

.
در آخرين روزهاي تابستان به كيش سفر كردم و اين سفر همزمان بود با كنسرت گروه آريان.
فرصتي به دست آوردم و با دو تن از اعضاي گروه، نينف امير خاص آهنگساز، تنظيم كننده و نوازنده كيبورد و علي پهلوان آهنگساز، ترانه سرا، خواننده و نوازنده گيتار گفت وگو كردم
در كنسرت هاي شما معمولاً نوجوان ها و بزرگ ترها همراه هم مي آيند به نظر شما اين هم سليقگي براي چيست؟
- علي پهلوان: ما سعي كرده ايم در آهنگ ها و شعرها گروه هاي مختلف سني را به عنوان مخاطب انتخاب كنيم. كلمات ساده شعرها سبب شده كه بچه ها هم به آهنگ هاي اين گروه علاقه مند شوند. معمولاً نوجوان ها به مفهوم هاي عاطفي توجه مي كنند و بزرگ ترها به مفهوم هاي اجتماعي و عرفاني. به همين دليل بيشتر نوجوانان با والدين خود به كنسرت، مي آيند.
به نظر شما بهترين سن براي يادگيري موسيقي چه سني است؟
- نينف اميرخاص: براي هر نوع آموزشي، سن بچگي بهترين سن است. در اين سن گيرايي خيلي بيشتر است. همان طور كه بچه در سن شش سالگي شروع به يادگيري الفبا مي كند، براي موسيقي نيز هم همين طور است. در اين سن گوش صداها را بهتر مي گيرد و يادگيري بسيار راحت تر است.
براي كساني كه به موسيقي علاقه مند هستند، چه توصيه اي داريد؟
- علي پهلوان: بايد به دنبال علاقه خود بروند. پدر من دوست داشت گيتار ياد بگيرد، اين موضوع را به پدرش گفت. پدر بزرگم به او گفت: «يا ويلن ياد مي گيري يا هيچي» و پدر من هيچي را ياد مي گيرد (با خنده) اين موضوع باعث شد تا دست ما را براي يادگيري سازها باز بگذارد.
- نينف اميرخاص: اصولاً تمرين هاي اوليه موسيقي بسيار سخت و كسل كننده است. اما وقتي دانش اوليه را ياد گرفتي، كار راحت تر مي شود.
آقاي اميرخاص، شما كه كار تنظيم آهنگ انجام مي دهيد. چند ساز مي زنيد؟
- كيبورد و پيانو را مي زنم، با گيتار آشنايي اوليه دارم، اصول اوليه درام را بلد هستم، پركاشن را هم همين طور. بقيه صداها را روي كيبورد مي توانم اجرا كنم. بالاخره بايد نقش سازها و صداي صحيح نت هاي ساز را بشناسم تا بتوانم آهنگ ها را تنظيم كنم.
و حرف آخرتان براي كودكان و نوجوانان...
- نينف اميرخاص: ما سعي مي كنيم روز به روز كارهاي بهتري ارائه دهيم و از كساني هم كه آهنگ هاي ما را گوش مي كنند انتظار داريم پا به پاي ما كارهاي مشكل تر را گوش كنند و مشكل پسندتر شوند و با انتقاداتشان ما را در ارائه هرچه بهتر كار هاي بعدي ياري دهند.
- علي پهلوان: ضمناً به نوجوانان توصيه مي كنم حتماً به معناي شعرها توجه كنند. اگر معناي شعرها را متوجه شوند، لذت زيادتري از آهنگ ها خواهند برد
ديروز وبلاگ يه آدم بيكار به همراه همسرش كه به احتمال زياد از پشت كوه اومدن (چون فكر مي كرد حالا كه مي شه تو اينترنت وبلاگ نويسي كرد ديگه هر اتفاقي تو زندگي آدم افتاد بايد بياد واسه عالم و آدم بگه!!!) رو خوندم كه البته يه مطلبي هم راجع به ميز ناهار خوريشون كه از فروشگاه
seven خريده بودن!!! و دعواي لفظي همسرش با آقاي صالحي نوشته بود! اين آقا گفته بود كه در جريان درگيري همسرشون با آقاي صالحي ، ايشون عنوان كردند كه از تبليغات منفي براي شركت seven استفاده مي كنن!!! چه بسا تبليغات منفي اثر بيشتري در جلب مشتري داره! البته به عقيده متخصصين امور بازاريابي!البته اين آقا هم منظورش از نوشتن اين چيزا كمك به شركت
seven از طريق تبليغ منفي بوده( به گفته خودش) ولي شما خودتونو ناراحت نكنين از از طرز حرف زدنش معلوم بود چه آدم بي فرهنگ و بيكاره ايه!
دوستاي آرياني عزيزم سلام
من يه وبلاگنويس تازه كار هستم.اميدوارم از مطالب آرياني اينجا خوشتون بياد.با توجه به اين كه آقاي پهلوان خبرهاي دسته اول رو از طريق گروپarianbandfans2 ميدن ، من سعي كردم مطالبي رو در وبلاگ بذارم كه براتون تازگي داشته باشه. البته شايد اين مطالب خيلي جديد نباشن ولي به هر حال خالي از لطف نيستن! لطفا بعد از مطالعه وب نظر يادتون نره.![]()
باتشكر
(گروه در حال تمرین و صدا گیری)علی پهلوان قطعه ای را با گیتار می خواند : دوست دارم تا دنیا دنیاس با تو باشم /نباشه لحظه ای که از تو جدا شم.
(بعدا با سوال از مدیر گروه فهمیدم، این یکی از آهنگ های آلبوم جدید حمید طالب زاده است که علی پهلوان آن را ساخته)
بهزاد:خب بچه ها، به دوبی خوش اومدین! لطفا یه کم در مورد این کنسرت توضیح بدین؟
(اعضا گروه پس از معرفی تک تک خود) :
این دومین کنسرت خارج از کشور ماست. کنسرت قبلی ما در بحرین برگزار شد که در آن اکثرا ایرانیان مقیم بحرینشرکت کرده بودند. این دومین کنسرت خارج از کشور ماست که در دوبی برگزار می شه.
بهزاد : چه آهنگ هایی رو در کنسزت اجرا می کنید؟
علی : در این کنسرت ما آهنگ هایی از دو آلبوم آریان (گل آفتابگردون، و اما عشق) می خونیم . به اضافه یک آهنگ سه زبانه به نام (( کبوترای سپید )) که سنبل صلح جهانی است.
بهزاد : راستی چرا اسم گروه شما آریانه ؟ آرین که راحت تر بود !
بچه ها : آرین همه جا هست آریان منحصر به فرد تره!
پیام : ضمن این که این گروه از دختر و پسرهای ایرانی (آریایی) تشکیل شده ، به همین خاطر اسم ما شد آریائیان که به صورت راحت تر می گوییم آریان !
(بهزاد با اشاره به گیتارعلی) : این حروفی که روی گیتارت نوشته شده چیه؟ خط میخیه یا هخامنشیه؟
علی : اینها حروف انگلیسی است که هر کدام به صورت نصفه نوشته شده و معنیش اینه مخفف اسم خودمه و مخفف رشته تحصیلی منه (مهندسی صنایع)
بهزاد : مثل این که شما یه کنسرت هفته پیش در کیش داشتید؟ درسته؟
علی : آره ، کنسرت ما تو کیش لب دریا تو یه پلاژ بود ، استقبال به حدی بود که صندلی ها که پر شد هیچ، روی در و دیوار هم آدم نشسته بود ، تازه تا دم سن روی ماسه ها هم مردم نشسته بودند. ضمن این که شب ها خیلی سرد می شد به طوریکه ما خودمون سردمون شده بود. اما مردم انگار نه انگار. به هر حال استقبال
فوق العاده بود.
پیام : اون کنسرت با اون حال و هواش ما رو یاد روزهای اول تشکیل آریان در قشم انداخت. با دیدن استقبال مردم به علی و رضا که پیش من می نشینند یادآوری کردم و با هم خدا را شکر کردیم.
(گروه آریان در کنسرت دوبی دو نوازنده ی مهمان داشت ،یکی میلاد زنده نام، نوازنده گیتار الکترونیک و دیگری نیما وارسته نوازنده ی ویلن گروه که جای سیامک نوازنده ی ویلن گروه رو گرفته بود. سیامک به دلایلی در دو سفر خارجی نتوانسته بود گروه را همراهی کند و همین مساله شایعاتی را نیز موجب شد تا آن جا که برخی خبر جدایی او از گروه را نیز اعلام کردند!)
بهزاد : در مورد اون آهنگ سه زبانه هم توضیح می دین؟
علی : اون آهنگ ((کبوترای سپید )) نام داره که ما وقتی در بحرین بودیم با شعری برای بحرین ساختیم ولی الان بین المللی اش کردیم و به سه زبون فارسی، انگلیسی و عربی می خونیم.
(علی پهلوان قسمت های انگلیسی و عربی آهنگ را می خواند و پیام صالحی قسمت های فارسی. از قسمت عربی هم تنها جمله ی "یا ناسُ سلامُ مِنا" (ای مردم درود ما بر شما) را فهمیدم !)
ًٌٍِّ (قطعاتی از کنسرت به صورت زنده پخش می شود و بهزاد بر روی آن صحبت می کند : گل آفتابگردون ، پرواز...دو آهنگ قدیمی توسط گروه بازسازی شده که یکی از آنها آهنگ مشهور« گِلِه» است
.)بهزاد : شب بسیار به یاد ماندنی ای بود ، خیلی شاد بود و جالب این که تمام مردم همه ی آهنگ ها رو با گروه می خوندند!
علی : ما واقعا ازمردم ممنونیم .این همه استقبال برای ما خیلی جالب بود.شب بسیار به یاد ماندنی بود. با اینکه بعد از ما سه خواننده ی مشهور( یکی خواننده ی
مسن ترها، یک خواننده ی جوانها و یکی خواننده ی محبوب عرب ها ) برنامه داشتند استقبال بسیار خوب بود و برای ما غیر قابل انتظار!
پیام : قبل از کنسرت همگی دور هم جمع شدیم و ده ثانیه سکوت کردیم و برای اینکه از این امتحان سربلند بیرون بیایم دعا کردیم.
نینف : ما اصلا فکر نمی کردیم اینجا مردم همه ی آهنگ ها رو بلد باشند.
بهزاد : و چه قدر جیغ !
نینف : چه قدر جیغ! جیغ ها اومده بود تو تنظیم ها ! بچه ها هم که ماشاالله خودشون تنظیم کننده شده بودن و هر جوری که دلشون می خواست می خوندند!
ّبهزاد : نیما جان شما بار اولی بود که با گروه می زدی؟
نیما : نه من دفعه ی دومم بود. یک بار قبلا در بحرین زده بودم.پیش از این هم در ارکستر سمفونیک تهران می زدم.
بهزاد : نظرت راجع به کنسرت چی بود؟ با کدام آهنگ بیشتر از همه حال کردی؟
نیما : کنسرت کعه خیلی خوب بود بین آهنگ ها هم پرواز رو بیشتر از همه دوست دارم.
بهزاد : جوونها با ریتم پرکاشن خیلی حال کردند!
برزویه : آره مخصوصا که صدابرداری خیلی خوب بود و ما به غیر از تواناییهای خودمون از صدابرداری خوب هم استفاده کردیم.
بهزاد : میلاد جان شما دفعه ی چندم است که با گروه همکاری می کنید؟مثل این که تخصص اصلیت راکه ، درسته؟
میلاد : آره ،من بیشتر راک و جاز و هِوی کار می کنم.این بار هم دفعه ی سوم بود که با گروه می زدم.
بهزاد : نظرت راجع به کنسرت؟
میلاد : آخرش خیلی انرژی داشت! و کلا خیلی خوب بود.اما من چون یه سری پارت ها رو نداشتم، بیشترگوشی زدم و حواسم به کار خودم بود و استرس داشتم.
بهزاد : شراره خانوم شما کنسرت رو چه جوری دیدین؟
شراره : عالی! این که همه ی آهنگ ها رو حفظ بودن برای ما عجیب بود.
بهزاد : شما دو تا شعر وآهنگ هم دارین درسته؟اون ها چطور بود؟
شراره : آره سر رویای سپید که خیلی جیغ زدن! حالا نمی دونم اینها رو چقدر دوست دارن.
بهزاد : هر هفته در خیلی درخواست این آهنگ رو از ما می کنند!
آقای مستعد، من دیدم وقتی در کیف گیتارتو باز کردی توش بخار کرده بود! با هوای شرجی چی کار کردین؟
امیرحسین: البته رطوبتش از هفته پیش تو کیش کمتر بود. این بخاری هم که دیدی مال هفته پیش بود که تو کیف مونده بود،وقتی در کیف رو باز کردم آب زد!
بهزاد : سحر خانم این کنسرت با کنسرت قبلی تو بحرین چه فرقی داشت؟
سحر : اینجا خیلی بهتر بود ، به خصوص که اینجا همه ایرانیان خود ایران بودن و همه ی آهنگ ها رو همصدا با ما می خوندند.
بهزاد : آقای گلزار می تونم محمد رضا صداتون کنم؟
محمدرضا : خواهش می کنم!
بهزاد : محمدرضا جان خیلی ها برای شما جیغ کشیدن ! من دیدم یه مأمور امنیتی به یه دختره که خیلی جیغ می کشید گفت :اگه یه بار دیگه جیغ بزنی فردا صدات دیگه میره!(احتمالا منظورش این بوده که از فردا صدات دیگه در نمیاد!) و تا مأمور این حرفو زد، یه جیغ بلند دیگه کشید !
محمدرضا : من واقعا نمی دونم با این همه لطف مردم چه کنم؟!خیلی عالی بود. استقبال از کنسرت واقعا بیش از تصور ما بود. ما فکر می کردیم که نهایتا مثل بحرین است،اما خیلی بهتر بود.
بهزاد : شما در سینما هم فعالیت می کنی، کدومش برات مهمتر و جذابتره؟
محمدرضا : من هردوی این ها را به موازات دوست دارم ،چه موسیقی و چه سینما. الان هم چهار تا فیلم آماده اکران دارم.
بهزاد : در شب ولنتاین یک پیغام واسه جوون ها بده.
محمدرضا : امیدوارم همه ی جوون ها هر جای دنیا که هستن شاد باشند.


1-شما که مسئولیت و هدایت گروه آریان را در کنار محسن رجب پور
بر عهده دارید از خودتان بگویید؟
-پیام صالحی هستم.متاهل و سی ساله ام دکترای دامپزشکی از دانشگاه تهران دارم.
2-با توجه به رشته تحصیلی چگونه وارعرصه موسیقی شدید؟
-دوره راهنمائی تحصیلی با ساز سنتور آشنا شدم و پس از ورود به دبیرستان
به طور جدی موسیقی را با نواختن گیتار و پیانو دنبال کردم.
3-آیا در دوران دانشجویی موسیقی را رها کردید یا خیر؟
-خیر،دوره دانشجویی یکی از دوران شکوفایی و رشد و تعالی
در زمینه موسیقی بود.
یعنی در دوران دبیرستان خوانندگی را نیز پی گرفته
و سرانجام شعر و آهنگ آلبوم اول آریان را در دوران دانشجویی
به عنوانیکی از برترین پروژه های موسیقی پاپ ساخته ام.
4-آشنایی شما با علی پهلوان از کجا آغاز شد؟
-دوران خدمت زیر پرچم.
فعالیت جدی شما در گروه آریان؟
-5-پس از دعوت به جشنواره قشم بود.
6-مسئولیت و هدایت گروه چرا به شما واگذار شد؟
-صلاحدید حسن رجب پور مدیر گروه آریان بود.
7-بهترین خاطره شما از گره آریان چیست؟
-درخشش و شکوفایی گره آریان در کیش.
8-میانه شما با بچه های گروه آریان چگونه است؟
-بسیار خوب و ایده آل.ما با هم خیلی صمیمی هستیم.
9-آیا با بچه های آریان مشکلی هم دارید؟
-خیر.

یه مصاحبه با سیامک خواهانی براتون میذارم امید وارم خوشتون بیاد.
1.چه زمانی می توان شما را در کنسرتهای خارج از کشور دید؟
-احتمالا ازین به بعد در هر تاریخی که در خارج از کشور کنسرت باشد من آریان را همراهی می کنم.
2.زمزمه هایی مبنی بر جدایی شما از آریان شنیده می شود این خبر صحت دارد؟
-کاملا شایعه محض است.تا موقعی که آریان هست من هم هستم.
3.در یکی از نشریات خبر ازدواج شما را خواندیم.قطعا این یکی راقویا تکذیب می کنید؟نه؟
-دقیقا همین طور است.من مجردم اگر شما فهمیدید من چه زمانی متاءهل شدم لطفا به بنده هم اطلاع بدهید(می خندد).
4.شما چه آرزویی برای آریان دارید؟
-جهانی شدن آریان از طرفی دوست دارم آریان را پیر و سالخوئده روی صحنه ببینم به شرطی که بچه ها همچنان با هم ادامه دهند.
5.از میان گروههای موسیقی ایرانی کدامیک را رقیب آریان می دانید؟
-البته به دلیل گرفتاریهای زیاد کاری فرصت دقت در کارهایشان را پیدا نکردم به همین خاطر نمی تونم نظر خاصی بدم اما امیدوارم همگی قدرتمند و تک تک آنهابرای آریان رقیب شوند تا آریان بخاطر یکه تازی اش تک نباشد. این طوری عیب هایمان هم معلوم می شود وپیشرفت می کنیم.
6.هر یک از اعضای آریان را تعریف کنید؟
علی پهلوان : خیلی خوش سلیقه و در اکثر امور طراح خیلی خوبی است.
سیامک خواهانی : خیلی سختگیر در زمینه آهنگسازی.
نینف امیرخاص : خیلی منضبط خوش قول ویک مشاور و تنظیم کننده خوب و حرفه ای.
ساناز وسحر کاشمری : همخوانهای خوب.
شراره فرنژاد: خیلی تندخو ولی مهربان.
بقیه بچه ها هم که ماه هستند ما همگی همدیگر را خیلی دوست داریم.
7.زیباترین روزآریان برای برای شما چه روزی بود؟
- روز نبود بلکه اولین هفته انتشار کاست اول آریان بود.
8.چند تا شاگرد دارید؟
-30 نفر
9.اگر شما روزی از آریان جدا شدید باز هم موسیقی را دنبال می کنید؟
-دلیلی برای جدایی نیست ولی قطعا موسیقی را رها نمی کنم.
10.از موقعیت فعلی آریان راضی هستید؟
-نخیر!خیلی باید بهتر شود و ماهیتش بالا برود.
11.زندگی را چگونه می بینید؟
-خیلی ساده وطبیعی زندگی دست خودمان است سعی می کنم بر وفق مرادم باشد.
این هم از مصاحبه با سیامک که از تو مجله (آهنگ زندگی) نوشتمش.
![]()
![]()
